تبلیغات
به پایان آمد این دفتر حکایت هم چنان باقیست.. - قاعده احسان

قاعده احسان

دوشنبه 11 فروردین 1393 18:18نویسنده : م. سعادت

 

مفهوم احسان
احسان مصدر باب افعال از ریشة " حسن " درلغت به معنی نیکوکاری می باشد. احسان عبارت است از نفعی را به دیگری رساندن بدون اینکه او مستحق دریافت آن نفع بوده باشد و محسن در این احسان کردن قصد احسان را داشته باشد .

قاعده احسان
قاعده احسان در حقوق اسلامی بدین معناست که اگر شخص به قصد نیکی به دیگران و با حسن نیت عملی انجام دهد و عمل وی بطور اتفاقی موجب ورود ضرر و زیان به دیگران شود ، اقدامش مسؤلیت آور نیست و شخص محسن، ضامن شناخته نمی شود و ملزم به جبران خسارت نمی باشد . در حالی که می دانیم مطابق قواعد مسلم و معمول در فقه و حقوق از جمله قاعدة اتلاف، هرکس حتی اگر بدون عمد و تقصیر، مال غیر را تلف یا ناقص کند، و خسارتی به او وارد  آورد، ضامن است. ولی در سایه قاعده احسان، شخص محسن ضامن نیست.

« لیس علی الضعفا ولا علی المرضی ولا علی الذین لا یجدون ما ینفقون حرج اذا نصحوالله و رسوله ما علی المحسنین من سبیل والله غفور رحیم .» بر ناتوانان و بر بیماران و برآنان که توان مالی بر نفاق ندارند حرجی نیست ، آنگاه که برای خدا و رسول او نیکو بیندیشند ، بر افراد نیکوکار هیچ سبیلی نیست و خداوند آمرزنده مهربان است .
 در شأن نزول آیه شریفه این چنین نقل شده است ، هنگامی که رسول خدا (ص) مسلمانان را برای جنگ تبوک دعوت کردند ، افرادی که توان جسمی یا مالی داشتند به نحوی به جبهه کمک کردند ولیکن برخی از مسلمانان که نه توان جسمی داشتند که در جبهه شرکت کنند ونه توان مالی ، سه نفر از آنان به نامهای معقل ، سویه و نعمان در حالی که مشتاق بودند که بگونه ای در جنگ شرکت داشته باشند ، به حضور رسول خدا (ص) رسیدند و مشکل خود را مطرح کردند و خطاب به رسول خدا (ص) گفتند : آیا اگر در جهاد شرکت نکنیم معذوریم ؟ پیامبر اکرم (ص) سکوت کردند و آنگاه این آیه شریفه نازل گشت وبه این گونه افراد رخصت و اجازه دارد .
 فقهاء از این آیه شریفه بر مفاد قاعده احسان اینگونه استدلال کرده اند : مطابق ظاهر آیه برای افرادی که به علت ناتوانی جسمی نمی توانند در جبهه شرکت کنند یا بدلیل ناتوانی مالی قادر به کمک مالی هم نیستند؛ هیچ گونه عقاب اخروی وجود ندارد و این گونه افراد در قیامت مورد مؤاخذه واقع نمی شوند ، گرچه مراد از سبیل در آیه شریفه ، عذاب و کیفر اخروی است ؛ لیکن همه جا به این معنی نیست بلکه جمله فوق بیانگر یک قاعده عمومی و کلی است که هرگاه شخصی به انگیزه خدمت و احسان موجب ورود ضرر به دیگری شود ، مورد مؤاخذه قرار نمی گیرد و ضامن محسوب نمی شود .
ازامیرالمؤمنین (علیه السلام ) منقول است که فرمودند: " الجزاء علی الاحسان بالاسائة کفران" یعنی پاداش احسان را به بدی دادن ، نادیده گرفتن نعمت است، استدلال به ضامن نبودن محسن از روایت فوق به این صورت است که : مسئول دانستن محسن نسبت به اعمالی که به قصد خیر انجام داده است اسائه محسوب می شود و مشمول این حدیث است که بروشنی این حالت را ناپسند و زشت شمرده است. چنانچه سعدی شیرازی در شعری چنین می سراید.
مروت نباشد بدی با کسی               که احسان از او دیده باشد بسی
در نامه امیرالمؤمنین (ع) به مالک اشتر آمده است : نباید نیکوکار و بدکار نزد تو مساوی باشند ؛ زیرا در این صورت به نیکوکاران به خاطر احسان آنان سخت گیری شده و ( به همین علت ) به کارخیر بی رغبت می شوند وبر بدکاران نسبت به بدکاری آنان آسان گرفته می شود و آنان را به انجام کار بد وامی دارد .

برای اینکه عمل فرد مصداق احسان شناخته شود و مشمول قاعده احسان گردد هم فاعل باید انگیزه و قصد محسنانه داشته باشد و هم فعل وی باید در واقع امر محسنانه شناخته شود. فرد محسن می تواند به استناد با قاعده احسان خساراتی را که در نتیجه عمل محسنانه اش به او وارد شده است مطالبه نماید. عقل نیز حکم می کند که جایز نسبت بر فرد محسن به خاطر عمل محسنانه ای که انجام داده مشقت و سبیلی وارد شود.

موارد دفع ضرر
1- اگر دکانی آتش بگیرد وخاموش کردن آتش و جلو گیری از گسترش آن مستلزم خراب کردن قسمتی از دکان باشد، خراب کننده ضامن نیست؛ هم چنان که اگر مردم اجناس مغازه را به منظور سالم ماندن از خطر با عجله از دکان بیرون بیاورند و در این بین ، بخشی از کالاها تلف شود و نیز اقدام کنندگان ضامن نخواهند بود. هم چنین هرگاه کسی ببیند لباس دیگری آتش گرفته و برای حفظ جان و دفع ضرر جانی از او راهی جز پاره کردن لباس های او نیست و چنین کند، ضامن قیمت لباس نخواهد بود؛ زیرا پاره کنندة لباس محسن است و در این عمل قصد دفع ضرر داشته است. اگر منزلی در معرض سیل قرار گیرد، و اموال و اثاثیة فراوانی در آن  باشد وافرادی به قصد جلو گیری از ورود آب به منزل، تعدادی از اموال را جلوی سیل قرار دهند و به این سبب بخشی از اموال تلف گردد، ضامن نخواهد بود. البته این نکته هم قابل ذکراست که، چنانچه ضرر دیگری به مالک وارد آید، در صورتی محسن ضامن نیست که ضرر دوم ( ضرری که وارد شده  تا از استمرار ضرر اول جلوگیری شود) کمتر از ضرر اول باشد. بنابراین اگر ضرر وارده بیش از ضرری باشد که دفع و جلوگیری شد، این فعل نه فقط احسان به صاحب مال نیست بلکه اسائه وخیانت هم هست یاضرر وارده مساوی باضرری باشد که جلوگیری شده است، در این صورت هم فعل شخص یا اقدام او احسان در حق صاحب مال نبوده بلکه یک عمل لغو و بیهوده به حساب می آید.
2- اگرکشتیران ببیند جان کشتی نشستگان در خطر است و باریختن اموال آنها به دریا می تواند جان مسافران کشتی را از خطر نجات دهد و این کار را بکند باید حکم به عدم ضمان کشتیران داد و او را محسن دانست.
اما اگر اموال متعلّق به برخی از آنان باشد و اقدام کننده به منظور حفظ جان خود، اموال دیگران را به دریا بریزند، نمی توان گفت ضمان ساقط است؛ چرا که قصد اقدام کننده فقط دفع ضرر از صاحب کالا نبوده؛ بلکه در درجه نخست، حفظ جان خودش ....منظور بوده است.
3- اگر فرد بخواهد مسافرت کند و مالی نزد او به ودیعه باشد و امکان اعاده آن به مالکش نباشد، چنانچه احتمال عقلایی برای به سرقت رفتن مال وجود داشته باشد، او می تواند مال را در محل دفن کند و اگر از این اقدام تلفی حاصل شود، اقدام کننده ضامن نخواهد بود؛ زیرا او در این عمل محسن بوده است. البته این حکم در صورتی قابل توجیه است که تنها راه حفظ مال دفن آن باشد. اگر منزلی در معرض سیل قرار گیرد و اموال و اثاثیه فراوانی در آن باشد و افرادی به قصد جلوگیری از ورود آب به منزل ، مقداری از اموال را جلو سیل قرار دهند وبه این سبب بخشی از اموال تلف گردد ، ضامن نخواهد بود .

 موارد جلب منفعت
1- قاضی به عنوان ولی صغیر چنانچه به قصد رساندن منفعت و ازدیاد اموال آنان، درمال صغیر تصرف کند و در اثر تصرف این تصرف ضرری به مال کودک وارد شود؛ قاضی ضامن نخواهد بود،
2- هم چنین اگر پدر و جد پدری اموال صغیر را به قصد احسان به او، و افزایش سرمایه اش، نگهداشته ونفروشد، درنتیجه اموال از بین برود یا به سرقت برده شود یاقیمت آن کاهش پیدا کند که دراین صورت پدر یا جد پدری ضامن نیستند البته، پائین آمدن بها یا فساد متاع از باب اتفاق باشد نه مورد غالب، واگرنه، تأخیر فروش، احسان نیست.
3- هرگاه قاضی وحاکم شرع اموالی را که نزد شان جهت عبادات استیجاری وجود دارد، شخصی را جهت انجام عبادت اجیرکند و قبل از انجام عبادت اجیر بمیرد، اگرحاکم مالی به آن فرد داده بود و باقی نمانده باشد ضمانی برعهدة قاضی و حاکم شرع نیست؛ زیرا او دراین اقدام قصد احسان وخیر داشته است.

نتیجه:
با مرور برتعریف های احسان دریافتیم که قدر متیقن از قاعدة احسان در روابط حقوقی جائی است که شخص می خواهد به دیگری سودی رساند ویا از او دفع ضرر کند نه آنکه نفع به خود رساند. برای اثبات قاعدة احسان به چهار دلیل استدلال شده که مهم ترین مدرک این قاعده آیات شریفة‌ قران کریم، سنت و حکم عقلا و عقل است.
آنچه که از عموم احسان و کلی بودن قاعدة فهمیده می شود، احسان هم دفع ضرر را شامل می شود، و هم جلب منفعت را زیرا مفاد قاعدة احسان یک حکم عقلی است و امور عقلی تخصیص پذیر نیستند.
پزشک به موجب رأی مشهور فقهاء با وجود اذن در معالجه و رعایت کلیه موازین تخصصی، اگر اقدام وی اتفاقا موجب تلف شود، مسئول است اما گر بیمار، پزشک را پیش از اقدام به درمان ابراء کند، طبیب ضامن نیست. قانون گذار جمهوری اسلامی ایران نیز، پیروی از نظر مشهور حقوق دانان اسلامی در قانون مجازات نموده است.


آخرین ویرایش: چهارشنبه 13 فروردین 1393 08:38

 
شنبه 18 شهریور 1396 09:03
I read this article completely on the topic
of the difference of hottest and previous technologies, it's
amazing article.
سه شنبه 12 فروردین 1393 19:49

سلام

اگر خدا در دلها جاری باشد تنهایی معنی ندارد

پیش ما هم بیاین خوشحال میشیم
سه شنبه 12 فروردین 1393 19:49

سلام

اگر خدا در دلها جاری باشد تنهایی معنی ندارد

پیش ما هم بیاین خوشحال میشیم
سه شنبه 12 فروردین 1393 19:43
با سلام و تبریک سال نو .شما را دعوت میکنم به شبکه اجتماعی اوازه فیس(فیسبوک برای ایرانیان)یک تجربه جدید برای همه فارسی زبانان .از شما دوست عزیز خواهشمندم با عضویت خودتون تو این جامعه مجازی مارا حمایت کنید.عضویت شما باعث دلگرمی ما و تلاش بیشتر برای راحتی و ایجاد یک فضای مناسب و بی نقص برای استفاده هر چه بهتر از قابلیت های این شبکه هستش.با تشکر از توجه شما.
www.avazehface.ir این ادرس جامعه مجازی
www.avazehchat.irاینم ادرس چترومش
از اینکه وقتتون رو با این نظر گرفتم و یا باعث دلخوری شما شده از صمیم قلب معزرت دوست عزیز.
منتظر حضور گرم شما هستم.mer30
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر